دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

165

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

اين پديده در خاستگاههاى شمارى از دولتهاى ترك‌نژاد وجود داشت و چنان كه خواهيم ديد در بين تركمانان نيز به چشم مىخورد . بخش معتنابهى از امپراتورى تيمور باوجوداين انقلابات ، بخصوص در شرق ايران و افغانستان ، تحت حكومت پسر او شاهرخ حفظ شد و در زمان جانشينان وى به مدت يكصد سال ديگر ادامه يافت . ولى اين حكام تا آنجا اعمال نفوذ كردند كه قدرت داشتند و نتوانستند بر تركمانان مسلط شوند . تأثير بلافصل لشكركشيهاى تيمور از اين واقعيت معلوم مىشود كه نه تيموريان و نه عثمانيان و نه حتى مماليك مصر نتوانستند جاه‌طلبيهاى اين دو اتحاديه تركمان را مهار كنند ؛ شرايطى كه نقش و سهم عمده‌اى در تحولات پى آيند آنان داشت . پس از مرگ تيمور ، منازعات در سرزمينهاى مصيبت‌زده خاور نزديك ادامه يافت . قراعثمان كه كاميابيهاى او در نزد تيمور اعتبار زيادى در چشم اتحاديه ايلىاش داشت و شمارى از ايلات و عشاير را زير چتر او كشانده بود ، با شمارى از اميرنشينهاى مجاور جنگ درانداخت و به پيروزى رسيد . روابط او با مصر در آغاز حسنه بود ، اما بعدها به متصرفات آنها حمله كرد . او در تمام اقداماتش عليه قراقويونلوها كه هنوز دشمن اصلى او به حساب مىآمدند - ناكام بود ، چون در برابر او قرايوسف قرار داشت كه اگرچه برتر از او نبود ، به هرحال كم از او هم نبود . با وجود اين قراعثمان به خاندان تيمور وفادار باقى ماند ؛ گو اينكه حمايت شاهرخ ( 50 - 807 / 47 - 1405 ) از او به پاى حمايت پدرش نمىرسيد ، تا آنجا كه اين اتحاد سود چندانى براى قراعثمان نداشت و تا حدودى هم موجبات فرا رسيدن مرگ او را فراهم ساخت . قراعثمان در زمان لشكركشيهاى سه گانه شاهرخ به آذربايجان عليه قرايوسف قراقويونلو هميشه در كنار تيموريان جنگيد . با اينكه قرايوسف در آغاز نخستين لشكركشى مرد و سپاهيان او پراكنده شدند و اسكندر بيك دومين فرزند و جانشين نهايى او ضربه خورد ، ولى قراقويونلوها بسرعت به بازسازى خود پرداختند . قراعثمان در زمان سومين لشكركشى كه اسكندر از برابر شاهرخ فرار كرد و به تركان پناه برد ، با حدود هشتاد سال سن درصدد جلوبر كردن او برآمد . او در هنگام جنگ در ارزروم بشدت زخمى شد و بر اثر آن در صفر 839 / پايان اوت 1435 درگذشت . اسكندر بيك هنگامى كه از تبعيد به ارزروم برگشت ، دستور داد قبر رهبر آق قويونلوها را نبش كنند و جسد او را نزد سلطان مصر بفرستند و سلطان مصر هم آن را در ملاء عام به نمايش گذاشت . معاصران عثمان بيك جسارت و نبوغ نظامى او را تحسين كرده‌اند و اگر زندگى پرفراز و نشيب او را در نظر آوريم درمىيابيم كه او گامى چند با ايجاد و تشكيل دولتى فاصله نداشته است . در واقع او مقام و موقعيت سلاطين را به دست آورده بود و قلمرو متصرفات خويش را با فتح سرزمينهاى متعدد و مهمى چون روحا ( ادساى سابق و اورفاى كنونى ) سيواس و توقات گسترش داد و با